آروشاآروشا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
آرشینآرشین، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

مادرانه ای برای دخترم

چکاب یکسالگی دختر گلم

1393/2/28 14:26
269 بازدید
اشتراک گذاری

   خانوم گلم دیروز برای چکاب یکسالگی و انجام آزمایش های لازم به آزمایشگاه رفتیم. اصلاً نمیدونم دادن آزمایش خون توی این سن درست یا نه! آخه آزمایش خون برای کوچولویی مثل شما واقعاً سخته. غمگین با توجه به اینکه دکترت آزمایش رو نوشته و ما هم به ایشون اعتماد داریم. لازم دیدیم حتماً اون رو انجام بدیم.(اگه دست خودم باشه به هیچ وجه چنین جاهایی نمی برمت). بغل

   از اونجایی که من خودم هم باید آزمایش خون میدادم، اول خواهش کردم آزمایش خون من رو بگیرن، تا بتونم زمانیکه نوبت شما میرسه کنارت باشم. شما و بابایی به یه اتاق قشنگ و پر از عروسک رفتی و من هم بلافاصله بعد از اینکه آزمایشم تموم شد، اومدم پیشتون. وقتی اومدم تو اتاق شما روی پای بابایی نشسته بودی و آقای دکتری که روپوش سفیدی تنش بود، دستت رو گرفته بود و دنبال رگ میگشت. الهی قربون اون گریه هات برم. خیلی ترسیده بودی. مدام گریه میکردی و دوست نداشتی کسی بهت دست بزنه. برای اینکه  آروم بشی توی بغلم گرفتمت و شروع به بازی با عروسک ها کردیم. بالاخره با کلی ناراحتی و گریه، آقای دکتر تونست ازت خون بگیره ولی خداروشکر خیلی زود آروم شدی. در نهایت هم آقای دکتر یک تافی و یک ماشین پلاستیکی به شما هدیه داد.

 

    توی آزمایشگاه یک آکواریوم خیلی قشنگ با کلی ماهی خوشگل بود. آزمایش که تموم شد با هم اومدیم و جلوی آکواریوم نشستیم. یکی از مسئولین آزمایشگاه که روپوش سفیدی تنش بود اومد تا یه دستمال کاغذی به من بده که با دیدن اون دوباره زدی زیر گریه. همیشه از اینکه احساس بدی توی وجودت شکل بگیره میترسم. عزیز دلم، دخترک قشنگم، امیدوارم که خیلی زود همه چیز رو فراموش کنی و همیشه شاد و سلامت باشی. محبت بوس

 

   توی راه برگشت چند تا شیر دنت گرفتیم. از اونجائیکه نمی تونست شیر رو با نی بخوره، شیر رو توی در شیشه شیرش ریختم تا بهش بدم. مدام به من نگاه میکرد و دوست داشت نی و بزارم دهنش. نی دیگه ای رو باز کردم و گذاشتم توی دهن آروشا. اون هم شروع کرد به گاز زدن و این ور و اون ور کردن نی توی دهنش. من هم نی خودم و می گرفتم و به آروشا میگفتم ببین مامان باید اینجوری بخوری و ادای مکیدن در میاوردم. اصلاً باورم نمیشد یکدفعه متوجه شدم، کمی شیر توی دهانش اومده و داره مزه مزه میکنه. اولش متوجه نشده بود چطوری این کارو کرده باز هم شروع کرد به گاز زدن نی و ... وای باورم نمیشد این کوچولوی شیطون، باهوش تونست خودش با نی شیر بخوره. من دیگه سر از پا نمی شناختم، مدام به همسرم میگفتم ببین داره چیکار میکنه داره خودش میخوره !!!! تشویق کلی خوشحال و هیجان زده بودم. آروشا هم که از این موفقیت خوشحال شده بود با اینکه شیر تموم شده بود ولی باز ول کن نی نبود.

 

 

پسندها (5)

نظرات (8)

مامان روژینا
29 اردیبهشت 93 17:34
قربون دخملی ناز و باهوشممامانی مرسی که به ما سر زدیلینکت میکنم گلمبازم به ما سر بزن
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون خانومی، باعث افتخاره، من هم با اجازه شما رو لینک میکنم
مامان ساناز
30 اردیبهشت 93 1:56
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون عزیزم، لطف کردی
لاله
30 اردیبهشت 93 11:58
سلام عزیزم. کارخوبی کردی آزمایش انجام دادی. من هم قصد داشتم آزمایش یکسالگی مهدی رو انجام بدم ولی باید ببینم باباش کی وقت داره.
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون عزیزم. امیدوارم به خیر و خوشی انجامش بدی و مهدی گلم زیاد اذیت نشه.
مامان سها
30 اردیبهشت 93 15:37
سلام گلم ... خوشحالم از آشناییتون ... دختر گل رو ببوسینش
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون عزیزم، زنده باشین.
مامان نیکا
31 اردیبهشت 93 14:41
salam azizam kheili sakhte az bacheha khon gereftan adam delesh kabab mishe vali che mishe kard vajebe dige khanoomi az khoshgel khanoom aks nemizari arosha jonamo bebosin
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
سلام عزیزم واقعاً خیلی سخته. هنوز هم که یاد گریه هاش می اوفتم دلم ضعف میره. امیدوارم همه بچه ها صحیح و سالم باشن و روی دکتر ها رو نبینن. چشم در اولین فرصت
مامان ریحانه
1 خرداد 93 11:55
I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ...I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........ I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........ I Love you
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
We love you toooooo
مامی الی
1 خرداد 93 22:28
آروشا کوچولوی نازنازی خیلی باهوش و نازنینی خوشگله. انشااله همیشه توی زندگیت آرامش شادی و تندرستی باشع عروسک خانم. خیلی ببوسش سیما جان
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون خانومی، خیلی لطف داری چشم عزیزم. برای شما هم بهمچنین. شما هم آریای گلم رو از طرف من ببوسین. براتون بهترین ها رو آرزو میکنم.
مامان منصوره
14 خرداد 93 9:58
ای جونم عزیزم،واقعا این روزها میچسبه واسه استخر،ولای من میترسم النا رو ببرم،آخه تابستونا زیاد شلوغ میشه و آلودگی هم زیاد، راستی مامانی چرا از دختر گلت عکس نمیزاری؟ببوس آروشا جونو
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
آره عزیزم. عالیه. من در اولین فرصت باز هم اینکار رو میکنم. اگه النا جون رو استخر بچه ها ببرین، چون بزرگسال ها رو راه نمیدن آبش تمیزتر میمونه. تنبلی!!! راستش همسرم تند تند عکس هایی که از آروشا میگیریم رو تخلیه میکنه و تو هارد میریزه. من هم جابجا کردن اون برام سخته. . شما هم النای گلم رو ببوسین.